اهدای عضو اهدای زندگی

اخبار

فراهم آوری و پیوند

اهدای عضو یک نوزاد

زمانی که صدای نوآه کالهون، نوزاد یک روزه، توسط یک سکسکه ی کوچک قطع گردید، پدر و مادرش فهمیدند که لحظه ی موعود نزدیک است.

کِلی و آدام کالهون نوزاد تازه متولد شده خود را در آغوش گرفتند و برایش زمزمه کردند؛ همه چیز مرتب است.

پدر و مادر به او گفتند: "تو آن هدفی را که به خاطرش متولد شدی، محقق ساختی و حق مطلب را ادا کردی."

زوجی که اهل ورتینگتون بودند، در حالی فرزندشان را به دنیا آوردند که می دانستند پس از دیدنش، به سرعت باید از او خداحافظی نمایند.

 زندگی نوآه فقط 25 ساعت به طول انجامید و در این مدت او حتی یک لحظه هم از آغوش پدر و مادرش جدا نشد. اگرچه عمر فرزندشان کوتاه بود، اما آن ها تلاش کردند که از فرزندشان ودیعه ای مهم به یادگار بگذارند.

دو ساعت پس از مرگ نوآه، پدرش او را از اتاق همسرش در بیمارستان Mount Carmel St.Ann’s  به دست عمل جراحی سپرد، یعنی جایی نوزاد کوچک دستخوش جراحی قرار می گیرد تا اعضای بدنش اهدا شوند و مؤید پژوهش هایی باشد که می تواند جان هزاران نفر را نجات دهد.

این اهداکننده که در میان سایر اهداکنندگان کم سن و سال تر است، الهام بخش طرح جدیدLifeline of Ohio شد. این طرح مربوط به نوزادانی می شود که دچار آنانسفالی هستند. این مشکل، یک جور نابهنجاری و اختلال در رشد مخ جنین به حساب می آید.

پس از انجام سونوگرافی در 12 هفتگی از دوران بارداری و آشکار شدن یک بیماری، پدر و مادر نوآه تصمیم گرفتندکه در به وجود آمدن یک فرصت پژوهشی نقش ویژه ای ایفا کنند.

نوآه، متولد روز دهم ماه ژانویه، دومین نوزادی بود که اعضای بدنش اهدا شدند. اولین نوزاد 6 هفته زودتر از او اعضای بدنش اهدا شدند. این اطلاعات را آژانس غیرانتفاعی LifeLine، که مسئولیت هماهنگی اعضا و نسوج پیوندی را بر عهده دارد، منتشر ساخته است.

با اهدای کبد، کلیه ها، ریه ها، پانکراس، نای و روده ی نوآه، پیشرفت پژوهش ها در حوزه ی سرطان، دیابت، ایدز، اختلالات کلیوی، آسم، پیوند ریه و اختلال malabsorption که سندروم روده ی کوچک نام دارد، رو به بهبودی می رود.

نتیجه ی کالبدشکافی در بیمارستان کودکان نیشن واید، در آموزش های مربوط به بهبود مغز و آنانسفالی تأثیر به سزایی دارد. در این تحقیقات که در انیستیتوی ریسرچ بیمارستان انجام شده است، سلامت بافت و نسوج، طی انجام کار، حفظ شده و برای سایر دانشمندان در سراسر جهان قابل دسترسی است.

دکتر اَمی اسکلگل، مسئول مراقبت مسکن و پرینال در بیمارستان نیشن واید معتقد است که ارزش کمک نوآه را در قالب هیچ واژه ای نمی توان توصیف کرد.  

او می گوید: "من از خانواده های بسیاری در خواست کردم که در اهدای فرصت های پژوهشی سهیم باشند، اما تا همین چند وقت اخیر پاسخ آن ها این بود که، علی رغم تمایل به پیشرفت پژوهش ها، برای انجام این کار، کمکی از آن ها ساخته نیست."

"برای او زندگی در این دنیا وجود ندارد"، این کلمات بدترین هایی است که کِلی در تمام طول عمرش می توانست بشنود. شرایط آن ها بسیار سخت بود؛ گرفتن تصمیمی که به نظر بی رحمانه می آید.

همان موقع کِلی، با جستجو در اینترنت، با آمار و اطلاعاتی در مورد اهدای عضو و آنانسفالی مواجه شد که اصلاً انتظارش را نداشت.

نوزادانی که مشکل آنانسفالی دارند در رحم مادر از بین می روند. اما جنبه ی دیگری هم از این ماجرا وجود دارد، اینکه با زایمان زودهنگام، اعضای بدن نوزاد دارای اختلال آنانسفالی، اهدا شود و این درست همان چیزی است که خانواده ی کالهون با آن مواجه شدند.

آدام می گوید: "برای گرفتن این تصمیم ما تحت فشار بودیم. این تصمیم جنبه ی مثبت دیگری از اتفاقات تلخ زندگیمان را آشکار می سازد."

به دلیل شرایط نوآه، مادرش تحت جراحی سزارین قرار گرفت. جدای از اختلال مغزی، او در سایر موارد سلامتی کامل داشت. او توانست خواهر دو ساله اش، جسی و سایر اعضای خانواده را ملاقات کند. تمام این لحظات به عنوان یادگاری توسط عکس ثبت شده اند.

پس از جراحی پیوند، نوآه بدنش کاملاً به حالت طبیعی حفظ شده بود. او در حالی که یک لباس آبی درست هم رنگ لباس خواهرش پوشیده بود، به آغوش پدر و مادرش بازگشت. کِلی نمی دانست به پسرش چه بگوید.

او گفت: "من واقعاً تو را دوست دارم و دلم برای تو تنگ می شود. تو ماجرای سختی را برای ما رقم زدی. آدم های زیادی تو را دوست دارند و تو را از خاطر نخواهند برد. من برای تو کلمه کم می آورم و البته آدام یادآوری کرد که نیازی نیست حرفی بزنم... ما پیش از این حرف هایمان را زده بودیم و نوآه خودش هم همه ی این ها را می داند."

هم اکنون خانواده ی کالهون در خانه ی خود از خاکستر نوآه به همراه انبوهی از کارت های همدردی و عکس هایی که از وی به جای مانده است، نگه داری می کنند.

جسی گاهی در تصوراتش جشن تولد نوآه را که پر از لحظات شاد است، از ذهن می گذراند و او را می بوسد.

کِلی می گوید: "من اعتراف می کنم که این روز بهترین روز زندگیم بود. فقط به خاطر آن اتاقی که مملو از عشق بود. همه خوشحال و هیجان زده بودند. دیگر قرار نبود از یک نوزاد مراقبت کنم. ما فقط به دلیل کارمان و به نتیجه ی آن فکر می کردیم."

عکس: کِلی کالهون اهل ورتینگتون، Ohio، تصویری از خاطرات نوآه را نشان می دهد. نوآه کسی بود که مادرش این واقعیت را درباره ی او فهمید که بیشترین زمان زندگیش 31 مِی 2018 است. تصمیم کِلی و همسرش برای اهدای اعضای فرزندشان، الهام بخش طرح جدید Lifeline of Ohio شد. این طرح مربوط به نوزادانی می شود که دچار آنانسفلی هستند. این مشکل، یک جور نابهنجاری و اختلال در رشد مخ جنین است.

پایگاه خبری Calumbus Dispatch  با AP کورتنِی هرگشیمر

 

انتشار: ۲۳:۱۲ / ۱۴ تیر ۱۳۹۷

از دست ندهید