اهدای عضواهدای زندگی
کارت اهدای عضو

دانستن

اخبار جهان

فراهم آوری و پیوند

دخترانی که همچنان صدای قلب پدرشان را خواهند شنید

 

دو خواهر اهل  کالگری بعد ازگذشت  پنج سال از فوت پدرشان با گیرنده ی قلبش ملاقات کردند. پنج سال پیش رابرت کاکس در سن 57 سالگی و بر اثر سقوط از راه پله ی خانه خود دچار مرگ مغزی شد و دو دخترش تصمیم به اهدای عضو گرفتند چون میدانستند آنچه پدرشان میخواهد را محقق میکنند.

آنها میگویند: " ما واقعا در شوک بودیم و تنها به این خاطر موافقت کردیم زیرا هیچ دلیلی برای مخالفت نبود با این کار جان افراد دیگری نجات پیدا میکرد. اما نگرانی های زیادی داشتیم مثلا اینکه شاید این اتفاق نیافتد. سن پدرمان 57 سال بود و دیگر جوان محسوب نمیشد. در نتیجه ما با کوردیناتور های اهدای عضو صحبت کردیم و آنها عملی بودن پیوند را برای ما قطعی کردند و از نگرانی ما کم کردند."

این دو خواهر اضافه کردند: " تصمیم خیلی سختی بود  بیشتر برای ناگهانی و غیر منتظره بودن این اتفاق. هرچند امکان اهدای اعضا برای ما مانند نوری در تاریکی بود. این که با این کار عده ای نجات پیدا میکنند واقعا در ما امید ایجاد کرد و غم ما را کمتر کرد."

جولی لایونز در همان بیمارستان و به دلیل بیماری مادر زادی قلبی بستری بود و درصدر لیست انتظار پیوند قرار داشت.

خواهران خانواده ی کاکس میگویند: " این که دو نفر در یک زمان در یک  بیمارستان باشند و کاملا فاکتورهای خونی مشابهی داشته باشند مانند معجزه بود. در حالی که ما با پدر خود خداحافظی میکردیم جولی آماده ی عمل پیوند و زندگی دوباره ی خودش میشد."

جولی کمتر از یکسال بعد از عمل پیوندش نامه ای برای خانواده ی اهدا کننده ی خود نوشت. هر چند نه خانواده ی اهدا کننده گیرنده ی خود را میشناخت و نه جولی خانواده ی کاکس را اما این نامه سرشار از محبت و قدر دانی بود و این نامه نگاری ها برای سه سال ادامه داشت تا در نهایت تقدیر به دیدار این دو خانواده رقم خورد.

جولی اجازه داد تا دختران کاکس به صدای قلب رابرت گوش دهند و درست زمانی که داشتند به صدای قلب پدرشان گوش میدادند این مکالمه شکل گرفت:

ممنونم که زندگی دوباره ای به من هدیه دادید.

صدای قلب خیلی قوی داره. خیلی دوست دارم بدونم الان چی داره میگه؟

داره میگه خیلی خوشحالم که امروز دارم مجدد میبینمتون.

این خیلی خوبه که میدونی قسمتی از عزیزت هنوز زنده است و زندگی میده.

هر دو خانواده در حال حاضر حامی و ترویج دهنده ی فرهنگ اهدای عضو هستند.

یکی از دختران رابرت میگوید: "پدرم مردی شاد و مهربان بود و همه او را به بخشندگی اش میشناختند حتی حاضر بود لباس تنش را نیز هدیه دهد. همه میگفتند رابرت قلبی از طلا دارد."

 

زمان انتشار: ۱۳ آذر ۱۳۹۵ [۲۱:۰۹]